قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
625
تاريخ الفي ( فارسى )
طريق هدايت كه سالها در آن سلوك مىنموديم گذاشته روى به باديهء غوايت و عداوت كه مدتها از آن گريزان بوديم نهاديم و به صفت دنائت و خسّت كه لايق به حال و طور ما نبود گرفتار گشتيم . اكنون اگر صلاح باشد بر سر حرف نخستين رويم . اين سخن بر طبع اشرف آن حضرت دشوار آمده گفت : اى حجر من بنابر آن مسند رياست را به معاويه مسلّم داشتم كه طباع اكثر مردم خود را به صلح مايل مىديدم و چون اثر كراهيت جنگ در پيش آن جماعت مشاهده نمودم با خود گفتم چگونه مردم را بر امرى كه از آن گريزان باشند ترغيب نمايم ؟ ديگر آنكه از ترس كشته شدن شيعهء خويش گردن خود را از ربقهء حكومت و سلطنت بيرون آوردم و امر حرب گذاشتم . چون حجر بن عدىّ از امام حسن ، عليه السّلام ، نااميد شد به اتّفاق عبيدة بن عمرو نزد امام حسين رفتند و هردو گفتند : يا ابا عبد اللّه ذلّ را بر عزّ اختيار فرمودى و بنابر افعال شما ، كه تا اكنون در مقام اطاعت و انقياد [ آن ] بوديم ، به عصيان ابدى گرفتار شديم . مطبوع و ملتمس آنكه از برادر خود و صلح او ابرا كنى « 1 » و شيعهء خود را از كوفه جمع سازى و ما دو مرد مطيع فرمانبردار را مقدّمهء لشكر گردانى تا دمار از نهاد ابن هند و متابعان او برداريم . امام حسين فرمود : ما با معاويه بيعت كرديم و عهد و پيمان در ميان آورديم . در مذهب مروّت چون بر نقض عهد و پيمان اقدام نماييم ؟ ايشان هردو ملول و محزون شده صبر و تحمّل شعار خود ساختند . علىّ بن بشير همدانى گويد كه من و سفيان بن ليلى به عزم پايبوس امام حسن به مدينه رفتيم . چون به مجلس او درآمديم مسيّب بن رحبه و عبد اللّه بن دراك التميمى و سراج بن مالك را نزد آن حضرت يافتيم . من روى به امام حسن آورده گفتم : السّلام عليك يا مذلّ المؤمنين ! گفت : و عليك السّلام . بنشين كه من خواركنندهء مؤمنان نيستم ، بلكه عزيزكنندهء ايشانم ، زيرا كه غرض من از اين مصالحه كه با معاويه كردم آن بود كه خون شما ريخته نگردد . و چون اهمال اصحاب در باب جنگ ديدم يقين دانستم كه اگر صلح نكنم جميع شيعيان من در معرض تلف آيند . به خدا سوگند كه اگر با جبال و اشجار به جنگ معاويه مىرفتم عاقبت اين امر را به او تفويض مىبايست كرد . علىّ بن بشير گويد كه چون اين سخن از امام حسن شنيديم از مجلس او بيرون آمده به خدمت امام حسين ، عليه السّلام ، رفتيم و آنچه از برادرش شنيده بوديم با او گفتيم ، گفت : سخن ابو محمّد مطابق سخن حقّ است و موافق صدق . تا اين مرد - يعنى معاويه - در قيد حيات است چاره جز اين نيست كه هركس در خانهء خود بنشيند .
--> ( 1 ) . ابراء : بيزار شدن . - و .